مدلسازی تشعشع (Radiation) ✔️ چگونه بین مدل DO و P1 برای پروژه خود انتخاب کنیم؟
مدلسازی تشعشع (Radiation) با مدلهای DO و P1 برای انتقال حرارت در دماهای بالا
احتمالا برای شما هم پیش آمده که ساعتها یا حتی روزها منتظر همگرا شدن یک شبیهسازی پیچیده انتقال حرارت در فلوئنت بودهاید، اما در نهایت نتایج دما با واقعیت فرسنگها فاصله داشته. اگر با دماهای بالای ۶۰۰-۷۰۰ درجه کلوین سروکار دارید، مقصر اصلی به احتمال زیاد یک چیز است: نادیده گرفتن یا مدلسازی اشتباه تشعشع. این مقاله یک راهنمای جامع و بدون حاشیه برای درک و انتخاب بین دو مدل پرکاربرد P1 و DO است. تیم سیمومک در تمام مراحل انجام پروژه فلوئنت کنار شماست؛ چه برای انجام پروژه دانشجویی فلوئنت و مشاوره تخصصی انجام پایان نامه فلوئنت نیاز به راهنمایی داشته باشید ما راهکار دقیق را به شما ارائه میدهیم. برای درک کاملتر مباحث پیشرفته CFD، میتوانید به صفحه مرجع ما یعنی آموزش کامل انسیس فلوئنت (Ansys Fluent): راهنمای جامع از مقدماتی تا پیشرفته مراجعه کنید.
جدول چکلیست تصمیمگیری سریع: P1 یاDO؟
| اگر مسئله شما شامل این ویژگی است… | مدل پیشنهادی | دلیل کلیدی |
| محیط اپتیکی ضخیم (τ > 3)، مثل احتراق حجیم | P1 | دقت کافی با هزینه محاسباتی بسیار پایین. |
| منابع حرارتی کوچک و موضعی یا شعلههای شفاف | DO | P1 رفتار جهتدار را در نظر نمیگیرد و انرژی را پخش میکند. |
| نیاز به مدلسازی سایهاندازی دقیق | DO | P1 اساساً قادر به مدلسازی سایه نیست. |
| دیوارههای نیمهشفاف (مانند شیشه) | DO | این قابلیت فقط در مدل DO پیادهسازی شده است. |
| بودجه محاسباتی بسیار محدود و نیاز به یک تخمین اولیه | P1 | سریعترین مدل برای گرفتن یک دید کلی از میدان دما. |
| فلاکس حرارتی دقیق روی یک سطح خاص مد نظر است | DO | دقت بالای DO در محاسبه فلاکسهای جهتدار ضروری است. |

چرا نادیده گرفتن انتقال حرارت تشعشعی در دماهای بالا منجر به خطاهای فاحش در نتایج شبیهسازی میشود؟
جواب کوتاه: چون فیزیک به بودجه محاسباتی ما اهمیتی نمیدهد!
در انتقال حرارت، جابجایی (Convection) با اختلاف دما (ΔT) متناسب است، اما تشعشع با اختلاف توان چهارم دما (T⁴). این یعنی وقتی دما از ۳۰۰ کلوین (دمای اتاق) به ۱۲۰۰ کلوین (یک کوره صنعتی ساده) میرسد، سهم تشعشع در انتقال حرارت به صورت نمایی و بسیار وحشتناک افزایش پیدا میکند. نادیده گرفتن آن مثل این است که بخواهید آیرودینامیک یک خودرو را بدون در نظر گرفتن هوا تحلیل کنید.
معادله انتقال تشعشعی (RTE) چیست و چرا حل مستقیم آن در پروژههای مهندسی بسیار دشوار است؟
معادله انتقال تشعشعی یا Radiative Transfer Equation قلب داستان است. این معادله یک غول ریاضیاتی است که شدت تشعشع را در تمام جهات، تمام موقعیتها و برای تمام طول موجها توصیف میکند. حل مستقیم این معادله به دلیل پیچیدگیهای انتگرالی-دیفرانسیلی آن، نیازمند توان محاسباتی در حد سوپرکامپیوترهاست که برای یک پروژه صنعتی یا حتی یک پایان نامه دکتری، عملاً غیرممکن است.
اینجاست که مدلهای تقریبی مثل P1 و DO به کمک ما میآیند. آنها RTE را به شکلی سادهتر و قابل حل برای کامپیوترهای امروزی تبدیل میکنند. البته برای رسیدن به نتایج دقیق در هر مدلی، باید اصول پایهای مثل تنظیمات مش نزدیک دیواره را به درستی رعایت کنید، موضوعی که در مقاله راهنمای کامل Y+ (وای پلاس) در فلوئنت به آن پرداختهایم.

مدلهای P1 و DO از نظر رویکرد بنیادی در حل معادله RTE چه تفاوت ماهوی با یکدیگر دارند؟
بیایید ساده بگوییم:
مدل P1 مثل یک دوربین با لنز مات است. تصویر کلی از توزیع تشعشع را به ما میدهد اما جزئیات دقیق و جهتدار را محو میکند. این مدل فرض میکند تشعشع شبیه به پدیده نفوذ (Diffusion) است و یک تقریب سادهسازی شده از RTE است.
اما مدل DO (Discrete Ordinates) مثل این است که شما صدها اسنایپر داشته باشید که هر کدام یک جهت خاص را هدف گرفتهاند. این مدل فضای زاویهای اطراف هر نقطه را به تعداد مشخصی جهت گسسته تقسیم میکند و RTE را در هر یک از این جهات حل میکند. طبیعتاً بسیار دقیقتر است، اما هزینه محاسباتی بیشتری هم دارد.
برای درک بهتر، این جدول مقایسه را ببینید:
| ویژگی | مدل P1 (P-1 Radiation Model) | مدل DO (Discrete Ordinates) |
| دقت | متوسط تا خوب (برای محیطهای اپتیکی ضخیم) | خوب تا عالی (برای اکثر شرایط) |
| هزینه محاسباتی | پایین | متوسط تا بسیار بالا |
| اثرات جهتدار | در نظر نمیگیرد (Isotropic) | به خوبی در نظر میگیرد |
| سایهاندازی (Shadowing) | قادر به مدلسازی نیست | به خوبی مدلسازی میکند |
| کاربرد اصلی | کورههای بزرگ، احتراق در حجم زیاد، شیشه مذاب | منابع حرارتی موضعی، شعلههای شفاف، سطوح نیمهشفاف |
اینجا دقیقاً جایی است که مدلسازی تشعشع (Radiation) با مدلهای DO و P1 وارد میدان میشود و انتخاب درست بین این دو، مرز بین یک شبیهسازی معتبر و یکسری کانتور رنگی بیارزش را مشخص میکند.
مدل P1 در چه شرایطی از نظر ضخامت اپتیکی (Optical Thickness) دقیقترین نتایج را با کمترین هزینه محاسباتی ارائه میدهد؟
مدل P1 پادشاه محیطهای “اپتیکی ضخیم” (Optically Thick) است. ضخامت اپتیکی به زبان ساده یعنی محیط چقدر کدر است و جلوی عبور تشعشع را میگیرد. اگر ضخامت اپتیکی (τ = (a+σs)L) بزرگتر از حدوداً ۳ باشد، تشعشع قبل از اینکه مسافت زیادی را طی کند، جذب یا پراکنده میشود.
در این حالت، رفتار تشعشع خیلی شبیه به هدایت گرما است و تقریب نفوذی مدل P1 فوقالعاده خوب جواب میدهد. مثلاً در شبیهسازی یک محفظه احتراق بزرگ و پر از دوده، یا یک کوره پر از گازهای حاصل از احتراق، P1 هم سریع است و هم به طرز شگفتآوری دقیق. اگر در پروژههای خود با چنین پدیدههایی سروکار دارید، مطالعه مقاله آموزش کامل مدلسازی احتراق (Combustion) در فلوئنت میتواند بسیار کمککننده باشد.
چرا برای مسائل دارای سایهاندازی شدید یا منابع حرارتی موضعی استفاده از مدل Discrete Ordinates (DO) ضروری است؟
حالا تصور کنید یک هیتر الکتریکی کوچک و بسیار داغ در یک اتاق بزرگ و سرد قرار دارد. مدل P1 انرژی این هیتر را به صورت یکنواخت و پخش شده در اطراف مدل میکند، انگار که یک حباب حرارتی ایجاد شده. اما در واقعیت، این هیتر به صورت جهتدار به سطوح مقابل خود انرژی تابش میکند و پشت اجسام، “سایه” تشعشعی ایجاد میشود. 🧐
اینجا دقیقاً جایی است که مدل DO برتری خود را نشان میدهد. چون این مدل فضا را به جهات گسسته تقسیم کرده، میتواند به درستی این رفتار جهتدار و ایجاد سایهها را شبیهسازی کند. اگر دقت برایتان اولویت اول است و پدیدههایی مثل فلاکس حرارتی موضعی روی یک سطح خاص برایتان مهم است، بدون شک باید سراغ DO بروید.
ما در تیم مهندسی سیمومک بر چه اساسی بین هزینه محاسباتی مدل DO و سرعت مدل P1 برای پروژههای صنعتی تعادل ایجاد میکنیم؟
این سوالی است که بعد از نزدیک به ۷ سال تجربه در انجام پروژههای CFD صنعتی، جوابش برای ما دیگر یک فرمول ثابت نیست، بلکه یک هنر است. یادم هست در یکی از اولین پروژهها برای یک کارخانه تولید شیشه، برای بهینهسازی یک کوره ذوب، ابتدا با مدل P1 شروع کردیم تا در زمان صرفهجویی کنیم. نتایج اولیه منطقی به نظر میرسید، اما وقتی با دادههای تجربی کارفرما مقایسه کردیم، دمای دیوارهها تا ۱۵٪ اختلاف داشت!
همانجا بود که فهمیدیم شعلههای گاز طبیعی داخل کوره به قدری شفاف هستند که رفتار جهتدار تشعشع اهمیت پیدا میکند. مجبور شدیم پروژه را با مدل DO و با تنظیمات دقیق گسستهسازی زاویهای دوباره ران کنیم. دو روز محاسباتی بیشتر طول کشید، اما نتایج نهایی با خطای کمتر از ۳٪ با واقعیت منطبق شد. این تجربه به ما یاد داد که همیشه یک تحلیل اولیه از فیزیک مسئله، ارزشمندتر از ساعتها ران کردن یک مدل اشتباه است. البته برای مسائل سنگین مثل این، استفاده بهینه از سختافزار هم حیاتی است؛ موضوعی که در مطلب چگونه یک شبیهسازی را برای حل موازی روی چندین هسته (CPU) تنظیم کنیم؟ به آن پرداختهایم.
چگونه باید ضرایب جذب (Absorption) و پراکندگی (Scattering) محیط واسط را برای شبیهسازی دقیق در نرمافزارهای CFD تعیین کنیم؟
این بخش یکی از چالشبرانگیزترین قسمتهای کار است و صحت نتایج شما مستقیماً به آن بستگی دارد. یک قاعده کلی وجود ندارد، اما رویکردها به این صورت است:
- برای گازها: اگر با گازهای حاصل از احتراق (مثل CO2 و H2O) کار میکنید، به هیچ وجه از ضریب جذب ثابت استفاده نکنید. این گازها به شدت وابسته به طول موج عمل میکنند. بهترین کار استفاده از مدلهای داخلی نرمافزار مثل WSGGM (Weighted-Sum-of-Gray-Gases) است که این وابستگی را به خوبی مدل میکند.
- برای ذرات معلق (Soot, Ash, etc.): اینجا کار کمی پیچیدهتر میشود. معمولاً باید به مقالات معتبر مراجعه کنید یا اگر اندازه و جنس ذرات مشخص است، از تئوریهایی مثل Mie Theory برای محاسبه این ضرایب استفاده کنید.
- برای مایعات نیمهشفاف (مثل شیشه): معمولاً ضرایب جذب از دادههای آزمایشگاهی استخراج میشوند و به صورت یک عدد ثابت یا تابعی از دما به نرمافزار داده میشوند.
درک فیزیکهای مختلف در CFD بسیار مهم است. برای مثال، درک پدیدههایی مثل راهنمای شبیهسازی ذوب و انجماد در فلوئنت یا مدلسازی جریان در محیطهای متخلخل در فلوئنت میتواند دید شما را نسبت به کاربردهای انتقال حرارت گستردهتر کند.
در تنظیم شرایط مرزی دیوارهها برای دماهای بالا چه ملاحظاتی را باید برای ضریب صدور (Emissivity) در نظر گرفت؟
اینجا یکی از آن جاهایی است که خیلیها به سادگی ازش عبور میکنند. یک عدد ثابت مثل 0.8 برای emissivity وارد میکنند و تمام! اما در واقعیت، ضریب صدور برای اکثر مواد، به خصوص فلزات در دمای بالا، به شدت به دما و اکسیداسیون سطح وابسته است. یک سطح فولادی براق در دمای اتاق ممکن است emissivity حدود 0.1 داشته باشد، اما همین سطح در دمای 900 درجه سانتیگراد و پوشیده از اکسید، ضریب صدوری نزدیک به 0.9 از خود نشان میدهد!
اگر دقت خیلی بالایی مدنظرتان است، بهترین راه این است که ضریب صدور را به صورت تابعی از دما تعریف کنید. این کار را میتوان با نوشتن یک کد ساده UDF انجام داد. اگر با این موضوع آشنایی ندارید، پیشنهاد میکنم حتماً نگاهی به راهنمای انواع UDF در فلوئنت و کاربردهایشان بیندازید تا ببینید چطور میتوانید خواص مواد را به صورت دینامیک تعریف کنید. این کار کوچک، تفاوت بزرگی در دقت نتایج نهایی ایجاد میکند.
انتخاب تعداد تقسیمبندیهای زاویهای (Theta and Phi divisions) در تنظیمات مدل DO چگونه بر دقت و زمان همگرایی تأثیر میگذارد؟
این تنظیمات فقط مختص مدل DO هستند و به طور مستقیم هزینه و دقت محاسبات شما را تعیین میکنند. فرض کنید هر “تقسیمبندی” یک چشم ناظر است که از یک جهت خاص به مسئله نگاه میکند.
- تعداد کم (مثلا 2x2): مثل این است که با چشمانی نیمهبسته به دنیا نگاه کنید. سریع است، اما جزئیات زیادی را از دست میدهید و ممکن است دچار خطایی به نام “Ray Effect” شوید. یعنی توزیع انرژی به صورت غیرواقعی و “گوشهدار” دیده میشود.
- تعداد زیاد (مثلا 8x8): تصویر بسیار دقیق و شفافی خواهید داشت، اما هزینه محاسباتی سر به فلک میکشد. 😩
یک قانون نانوشتهی تجربی این است که برای شروع، از تقسیمبندی 3×3 یا 4×4 استفاده کنید. اگر دیدید نتایج به شدت به این تقسیمبندی حساس هستند و اثر Ray Effect مشهود است، آن را به 5×5 افزایش دهید. به ندرت در مسائل صنعتی نیاز به عددی بالاتر از این پیدا خواهید کرد. از پروژههای کلاسی و انجام پروژه دانشجویی فلوئنت گرفته تا سطوح پیشرفته مثل انجام پایان نامه فلوئنت و انجام پروژه انسیس فلوئنت با هندسههای پیچیده، تیم ما آماده انجام پروژه فلوئنت با تضمین کیفیت و آموزش کامل است.

کوپل کردن مدلهای تشعشعی با مدلهای احتراق و جریان آشفته چه چالشهای جدیدی را در روند حل ایجاد میکند؟
اینجاست که شبیهسازی واقعاً بیرحم میشود! وقتی تشعشع را با احتراق کوپل میکنید، یک حلقه بازخورد بسیار قوی ایجاد کردهاید:
- احتراق دما را بالا میبرد.
- دمای بالا، تشعشع را به شدت افزایش میدهد.
- تشعشع، انرژی را از شعله داغ به دیوارههای سرد منتقل میکند.
- این انتقال انرژی، دمای گازها را تغییر میدهد که مستقیماً روی نرخ واکنشهای شیمیایی (احتراق) تأثیر میگذارد… و این چرخه ادامه دارد.
این کوپلینگ قوی، مستعد واگرایی است. یک تکنیک که اغلب جواب میدهد، حل مرحلهای است. یعنی ابتدا جریان سرد را حل کنید، بعد احتراق را بدون تشعشع فعال کنید تا به یک پایداری نسبی برسد و در نهایت، مدل تشعشع را روشن کنید. اگر با این کار هم حل شما واگرا شد، احتمالاً مشکل از جای دیگری است که در راهنمای ۷ دلیل اصلی عدم همگرایی (Divergence) در فلوئنت به طور کامل بررسی شده.
شایعترین دلایل واگرایی (Divergence) یا ایجاد دماهای غیرواقعی پس از فعالسازی مدلهای تشعشع چیست؟
اگر بعد از زدن دکمه Calculate، دماهایی مثل 5000 کلوین روی مانیتور دیدید، وحشت نکنید! معمولاً یکی از این مشکلات رخ داده:
- مقداردهی اولیه بد: هرگز شبیهسازی تشعشعی را از دمای صفر کلوین شروع نکنید. یک مقداردهی اولیه منطقی (مثلاً دمای ورودی یا میانگین دمای دیوارهها) به پایداری حل کمک زیادی میکند.
- مش بیکیفیت: مدل DO به کیفیت مش، مخصوصاً نزدیک دیوارههای گرم، بسیار حساس است. یک سلول با کیفیت پایین میتواند کل حل را خراب کند.
- تنظیمات نادرست خواص: وارد کردن ضریب جذب یا صدور غیرفیزیکی (مثلاً emissivity بالاتر از ۱) یکی از خطاهای رایج است. حتما مقادیر را دوبار چک کنید.
- ضرایب Under-Relaxation تهاجمی: برای شروع، بهتر است ضریب آرامسازی (Under-Relaxation Factor) مربوط به تشعشع (مثل Energy و DO/P1) را کمی کاهش دهید (مثلاً به 0.8 یا 0.9).
جدول عیبیابی سریع خطاهای رایج در مدلسازی تشعشع
| خطا/مشکل مشاهده شده | علت احتمالی اول | علت احتمالی دوم | راه حل پیشنهادی |
| واگرایی (Divergence) بلافاصله پس از شروع حل | مقداردهی اولیه (Initialization) نامناسب | ضرایب آرامسازی (URF) بالا | با یک دمای منطقی مقداردهی کنید و URF انرژی و تشعشع را کاهش دهید. |
| ایجاد دماهای بسیار بالا و غیرفیزیکی | ضریب جذب یا صدور اشتباه (مثلاً منفی یا خیلی بزرگ) | کیفیت بسیار پایین مش در یک ناحیه | تمام خواص تشعشعی مواد و شرایط مرزی را چک کنید. کیفیت مش را بازبینی کنید. |
| نتایج به تعداد تقسیمبندی زاویهای DO حساس است | وجود پدیده “Ray Effect” | پیچیدگی هندسی زیاد | تعداد تقسیمبندیها و پیکسلها را به تدریج افزایش دهید (مثلاً از 3×3 به 5×5). |
| زمان حل بسیار طولانی است | تقسیمبندی زاویهای بیش از حد بالا در مدل DO | کوپلینگ بسیار قوی با سایر مدلها | تقسیمبندی را به حداقل مورد نیاز کاهش دهید. حل را به صورت مرحلهای انجام دهید. |
چگونه میتوانیم صحت نتایج فلاکس حرارتی حاصل از مدلهای P1 یا DO را با دادههای تجربی یا روابط تئوری اعتبهرسنجی کنیم؟
گرفتن کانتورهای رنگی زیبا کافی نیست. باید بتوانید از نتایج خود دفاع کنید. برای اعتبارسنجی تشعشع:
- مقایسه با موارد کلاسیک: مسائل سادهای مثل انتقال حرارت بین دو صفحه موازی یا دو استوانه هممرکز، حل تحلیلی دارند. میتوانید مسئله خود را در این حالت ساده شبیهسازی کرده و نتایج را با تئوری مقایسه کنید.
- ایجاد بالانس انرژی: در یک سیستم بسته و پایدار، مجموع فلاکس حرارتی خالص روی تمام مرزها باید صفر باشد. این یک چک ساده ولی بسیار کارآمد است.
- پسپردازش دقیق: فقط به کانتور دما نگاه نکنید. ابزارهای پسپردازش به شما اجازه میدهند فلاکس تشعشعی خالص (Net Radiative Heat Flux) را روی سطوح مختلف محاسبه کنید. یادگیری این تکنیکها ضروری است که در مطلب تکنیکهای حرفهای پسپردازش در CFD-Post به آنها پرداختهایم.
آیا استفاده از مدلهای پیشرفتهتر برای محاسبه خواص گازهای واقعی (مانند WSGGM) همیشه نسبت به ضرایب ثابت ارجحیت دارد؟
تقریباً همیشه، بله. مخصوصاً اگر با احتراق سروکار دارید و گازهایی مثل دیاکسید کربن و بخار آب در محیط حضور دارند. استفاده از یک ضریب جذب ثابت برای چنین ترکیبی، مثل این است که بخواهید یک سمفونی پیچیده را با یک نت موسیقی اجرا کنید. مدل WSGGM رفتار جذبی این گازها را در باندهای مختلف طول موج تقریب میزند و نتایجی به مراتب واقعگرایانهتر تولید میکند.
البته هزینه محاسباتی آن کمی بیشتر است، اما این افزایش هزینه در مقابل دقتی که به دست میآورید، کاملاً قابل توجیه است.

تیم تخصصی سیمومک در پروژه بهینهسازی کورههای دما بالا چگونه با استفاده صحیح از مدل DO توانست مصرف انرژی را کاهش دهد؟
یکی از چالش برانگیزترین پروژههای ما مربوط به یک کوره عملیات حرارتی قطعات خودرو بود. مشکل اصلی، عدم یکنواختی دما در سطح قطعات بود که منجر به کاهش کیفیت و افزایش مصرف گاز میشد. تیم فنی کارخانه معتقد بود مشکل از مشعلهاست.
ما با شبیهسازی تشعشع با مدل DO، کل کوره را مدل کردیم. نتایج نشان داد که مشکل اصلی، بازتابشهای مکرر و جهتدار از دیوارههای آجری نسوز کوره است که باعث ایجاد “نقاط داغ” موضعی میشد. راهحل ما تعجبآور بود: تغییر جنس و رنگ بخشی از دیوارهها با یک پوشش با ضریب صدور متفاوت برای کنترل این بازتابشها. این تغییر کوچک که با ابزارهایی شبیه به کوپل کردن فلوئنت و Ansys Mechanical برای تحلیلهای FSI برای بررسی تنشهای حرارتی هم تحلیل شد، منجر به بهبود ۱۸ درصدی یکنواختی دما و کاهش قابل توجه مصرف سوخت شد. این پروژه به ما نشان داد که گاهی راهحل در جایی است که انتظارش را نداریم.
آیا برای تنظیم دقیق پارامترهای تشعشعی در پروژههای پیچیده انتقال حرارت خود به مشاوره یا اجرای تخصصی نیاز دارید؟
همانطور که دیدید، مدلسازی انتقال حرارت تشعشعی پر از جزئیات و نکات ظریفی است که میتواند سرنوشت یک شبیهسازی را تغییر دهد. این مقاله تلاش کرد تا یک نقشه راه عملی برای شما فراهم کند. با این حال، مسائل صنعتی و آکادمیک گاهی چنان پیچیده میشوند که آزمون و خطا میتواند ماهها زمان و هزینه را هدر دهد.
در چنین مواقعی، بهرهگیری از تجربه یک تیم متخصص میتواند مسیر شما را بسیار کوتاه کند. اگر درگیر چالشهای پیچیدهای در این زمینه هستید، خصوصاً در مواردی مانند انجام پایان نامه فلوئنت که دقت و اعتبار نتایج در آن حرف اول را میزند، کمک گرفتن از متخصصین میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. در نهایت، انتخاب صحیح و مدلسازی تشعشع با مدلهای DO و P1 نه تنها یک الزام فنی، بلکه یک مهارت کلیدی برای هر مهندس CFD است. برای اطمینان از کیفیت و دقت نتایج، میتوانید از خدمات انجام پروژه انسیس فلوئنت ما استفاده کنید. همچنین برای پروژههای حساس، امکان عقد قرارداد و انجام پروژه فلوئنت در تهران به صورت حضوری و یا انجام پروژه فلوئنت به صورت آنلاین برای سراسر کشور فراهم است.
سوالات متداول
1. آیا میتوان از مدلهای تشعشع دیگری به جز P1 و DO در فلوئنت استفاده کرد؟
بله، مدلهای دیگری مانند Rosseland (برای محیطهای بسیار اپتیکی ضخیم)، S2S (Surface-to-Surface، برای تشعشع بین سطوح بدون محیط واسط) و DTRM (Discrete Transfer Radiation Model) نیز وجود دارند که هرکدام کاربردهای خاص خود را دارند. اما P1 و DO پرکاربردترین مدلها برای مسائل صنعتی عمومی هستند.
2. در شبیهسازیهای گذرا (Transient)، آیا هزینه محاسباتی مدل DO خیلی زیاد نمیشود؟
چرا، بسیار زیاد میشود. مدل DO در هر تایماستپ باید معادلات خود را حل کند که میتواند زمان شبیهسازی را به شدت افزایش دهد. اگر تغییرات تشعشع در طول زمان شدید نیست، یک راهکار میتواند این باشد که مدل تشعشع را در هر چند تایماستپ یکبار آپدیت کنید نه در هر تایماستپ.
3. آیا میتوان برای بخشهای مختلف دامنه از مدلهای تشعشع متفاوتی استفاده کرد؟
خیر، در نرمافزارهای استاندارد CFD مانند فلوئنت، شما یک مدل تشعشع را برای کل دامنه محاسباتی انتخاب میکنید. امکان استفاده ترکیبی از مدلها به این شکل وجود ندارد.
4. منظور از Non-gray radiation چیست و مدل DO چگونه با آن برخورد میکند؟
مدل Non-gray یعنی خواص تشعشعی (مثل ضریب جذب) به طول موج وابسته است. مدل DO میتواند با استفاده از مدلهای باندی (Multiband) با این پدیده برخورد کند و RTE را برای باندهای مختلف طول موج حل کند که البته دقت را بسیار بالا برده ولی هزینه محاسباتی را هم به شدت افزایش میدهد.
5. آیا فعال کردن تشعشع روی تنظیمات مدل توربولانسی هم تاثیری دارد؟
بله، به صورت غیرمستقیم. تشعشع میدان دما را تغییر میدهد. تغییرات دما نیز روی خواص سیال (مثل چگالی و ویسکوزیته) تاثیر میگذارد و این تغییرات خواص، مستقیماً بر میدان جریان آشفته و مدل توربولانسی تاثیرگذار است.
6. برای شبیهسازی شعله در یک موتور احتراقی، کدام مدل مناسبتر است؟ P1 یا DO؟
قطعاً DO. شعلهها معمولاً شفاف یا نیمهشفاف هستند و رفتار تشعشعی بسیار جهتدار دارند. مدل P1 نمیتواند گرادیانهای شدید دما و رفتار جهتدار شعله را به درستی مدل کند و نتایج آن برای چنین مسئلهای قابل اعتماد نخواهد بود.
7. آیا کیفیت مش در ناحیه دور از دیوارهها هم برای مدل DO اهمیت دارد؟
بله، برخلاف مدلهای توربولانسی که بیشتر به مش نزدیک دیواره حساس هستند، مدل DO به کیفیت مش در کل دامنه حساس است. زیرا پرتوهای تشعشع از کل دامنه عبور میکنند و یک سلول بیکیفیت در میانه راه میتواند مسیر پرتو را منحرف کرده و خطا ایجاد کند.
8. چگونه میتوانم اثر تشعشع خورشیدی را در شبیهسازی مدل کنم؟
برای این کار میتوانید از آپشن “Solar Ray Tracing” در فلوئنت استفاده کنید که به صورت یک بار محاسباتی مجزا عمل کرده و یا از طریق تنظیمات مدل DO با تعریف یک منبع انرژی جهتدار (Directional Source) این کار را انجام دهید.
9. آیا مدل P1 برای شبیهسازی با دیوارههای نیمهشفاف (Semi-Transparent) کاربرد دارد؟
خیر، مدل P1 برای این کار طراحی نشده است. برای مدلسازی دیوارههای نیمهشفاف که بخشی از تشعشع را عبور میدهند (مانند شیشه)، حتماً باید از مدل DO استفاده کنید.
10. اگر حل واگرا شد، اولین کاری که باید انجام دهم چیست؟
اولین و سادهترین کار، کاهش ضرایب آرامسازی (Under-Relaxation Factors) برای Energy و DO/P1 است. این کار به پایدار شدن حل کمک میکند. اگر مشکل حل نشد، به سراغ بررسی کیفیت مش و منطقی بودن شرایط مرزی بروید.