ماژول Structural Mechanics کامسول: راهنمای کامل تحلیل تنش، ارتعاشات و پدیدههای پیزوالکتریک
چگونه یک تحلیل سازه اشتباه در کامسول میتواند کل پروژه شما را به خطر بیندازد؟
اجازه بدید یک خاطره کوتاه از حدود ۷ سال پیش تعریف کنم. در یکی از اولین پروژههای صنعتیمون، یک تحلیل تنش ساده روی یک براکت نگهدارنده داشتیم. همه چیز روی کاغذ درست به نظر میرسید، اما ما یک مُد ارتعاشی کوچک و مزاحم رو در فرکانس کاری دستگاه ندیده بودیم. نتیجه؟ بعد از دو ماه کار، قطعه در تستهای اولیه به خاطر پدیده رزونانس شکست خورد. این تجربه به ما یاد داد که یک تحلیل اشتباه یا ناقص، فقط یک سری عدد غلط نیست؛ بلکه میتواند به معنی هدر رفتن هفتهها زمان و میلیونها تومان هزینه باشد. شبیهسازیهای چندفیزیکی نیازمند دقت و تنظیمات خاصی هستند. اگر در پروژه خود با چالش روبرو شدید، میتوانید از خدمات انجام پروژه کامسول تیم ما استفاده کنید یا برای بررسی دقیقتر، درخواست خود را در صفحه سفارش شبیه سازی کامسول ثبت نمایید.
جدول راهنمای انتخاب سریع نوع تحلیل(Study) در ماژولStructural Mechanics
| هدف تحلیل | نوع تحلیل (Study) پیشنهادی | نکته کلیدی |
| تنش تحت بار ثابت | Stationary | سریع و مناسب برای تغییر شکلهای کوچک. |
| فرکانسهای طبیعی و مُدهای ارتعاشی | Eigenfrequency | برای جلوگیری از پدیده رزونانس ضروری است. |
| پاسخ به بار نوسانی (سینوسی) | Frequency Domain | خروجی آن دامنه نوسان و فاز در فرکانسهای مختلف است. |
| پاسخ به بار ضربه یا بار متغیر با زمان | Time Dependent | محاسباتی سنگین اما دقیقترین روش برای بارهای دینامیکی. |
| کمانش سازه تحت فشار | Linear Buckling | برای تعیین ضریب بار بحرانی که در آن سازه کمانه میکند. |
هدف این مقاله این است که شما را از این اشتباهات دور نگه دارد. ما میخواهیم به شکل عمیق و کاربردی به سراغ ماژول Structural Mechanics کامسول و تحلیلهای تنش و ارتعاشات برویم و نشان دهیم چطور میتوانید از این ابزار قدرتمند، نتایج قابل اعتماد بگیرید. اگر به طور کلی با دنیای شبیهسازیهای چندفیزیکی آشنا نیستید، پیشنهاد میکنم ابتدا نگاهی به راهنمای جامع ما در مورد کامسول مالتیفیزیکس (COMSOL): راهنمای کامل شبیهسازی چندفیزیکی بیندازید.

ماژول Structural Mechanics کامسول دقیقاً چیست و چه درهایی را به روی تحلیلهای پیشرفته باز میکند؟
این ماژول فقط برای محاسبه تنش در یک تیر ساده نیست. Structural Mechanics قلب تپنده تحلیلهای مکانیکی در کامسول است و به شما اجازه میدهد پدیدههای بسیار پیچیدهای را مدل کنید. این ماژول یک جعبه ابزار کامل است که میتوانید با آن تقریبا هر مسئله مکانیک جامداتی را شبیهسازی کنید.
برخی از قابلیتهای کلیدی آن عبارتند از:
- تحلیلهای خطی و غیرخطی: از تغییر شکلهای کوچک تا کمانش (Buckling) و تحلیلهای تماسی (Contact).
- تحلیل دینامیکی: شامل تحلیلهای ارتعاشات مودال، پاسخ فرکانسی و تحلیلهای گذرا (Transient).
- مکانیک شکست (Fracture Mechanics): برای پیشبینی رشد ترک در قطعات.
- مواد پیچیده: از مواد ایزوتروپیک ساده گرفته تا مواد کامپوزیتی، هایپرالاستیک و پیزوالکتریک.
- کوپلینگ چندفیزیکی: اینجاست که قدرت واقعی کامسول نمایان میشود. میتوانید به راحتی مکانیک را با حرارت، الکتریسیته، صوت و جریان سیال کوپل کنید. برای مثال، میتوانید عملکرد یک موتور الکتریکی با ماژول AC/DC یا رفتار یک آنتن تحت بارهای مکانیکی با ماژول RF را بررسی کنید.
چطور میتوان تحلیل تنش استاتیکی را برای جلوگیری از شکست قطعات در کامسول انجام داد؟
این رایجترین نوع تحلیل سازه است. هدف ساده است: میخواهیم بدانیم یک قطعه تحت بارهای ثابت (مثل وزن یا فشار) چه رفتاری از خود نشان میدهد و آیا تنش ایجاد شده در آن از حد مجاز ماده (تنش تسلیم) فراتر میرود یا نه. برای این کار، معمولاً تنش فون میزس (von Mises Stress) را بررسی میکنیم.
روند کار خیلی سر راست است اما پر از نکتههای ریز. اول هندسه را وارد میکنید، بعد خواص ماده را از کتابخانه مواد انتخاب یا خودتان تعریف میکنید. اینجاست که درک عمیق از مسئله اهمیت پیدا میکند. برای مثال، اگر قطعه شما تحت تاثیر دما هم هست، باید حتماً به سراغ تحلیل تنش حرارتی و کوپل کردن فیزیکها بروید تا نتایج واقعیتری بگیرید. بعد از آن، شرایط مرزی و بارگذاری را اعمال کرده و در نهایت مدل را حل میکنید.

چگونه فرکانسهای طبیعی و مُدهای ارتعاشی سازه خود را با تحلیل Eigenfrequency پیدا کنید؟
هر سازهای یک سری فرکانس مشخص دارد که تمایل دارد در آن فرکانسها نوسان کند؛ به اینها فرکانسهای طبیعی میگویند. اگر نیروی خارجی (مثلاً لرزش یک موتور) با یکی از این فرکانسها منطبق شود، پدیده تشدید یا رزونانس (Resonance) رخ میدهد و دامنه نوسانات به شدت افزایش پیدا کرده و میتواند منجر به تخریب سازه شود. ⚙️
تحلیل Eigenfrequency در کامسول دقیقاً همین فرکانسهای طبیعی و شکل نوسان مربوط به هر کدام (که به آن مُد ارتعاشی میگویند) را برای شما پیدا میکند. این تحلیل برای طراحی هر قطعهای که تحت بارهای دینامیکی است، از پره توربین گرفته تا شاسی خودرو، یک امر ضروری و حیاتی محسوب میشود. این تحلیل پایه و اساس کارهای پیچیدهتر مثل بررسی اندرکنش آکوستیک و سازه هم هست.
چرا کوپل کردن پدیدههای پیزوالکتریک با مکانیک جامدات در کامسول برای طراحی سنسورها اینقدر حیاتی است؟
مواد پیزوالکتریک یک خاصیت شگفتانگیز دارند: وقتی تحت فشار یا تنش مکانیکی قرار میگیرند، ولتاژ الکتریکی تولید میکنند (اثر مستقیم) و برعکس، وقتی در یک میدان الکتریکی قرار میگیرند، تغییر شکل میدهند (اثر معکوس). این ویژگی آنها را برای ساخت سنسورها (مثل سنسور فشار)، عملگرها (Actuators) و مبدلهای فراصوت ایدهآل میکند.
شما نمیتوانید این پدیدهها را جداگانه تحلیل کنید. باید حتماً فیزیک Solid Mechanics و Electrostatics را با هم کوپل کنید. کامسول این کار را به شکل یکپارچه انجام میدهد. با این قابلیت، میتوانید به طور دقیق پیشبینی کنید که یک سنسور به ازای هر پاسکال فشار، چند میلیولت خروجی خواهد داشت. یک مثال عالی از این کاربرد، در کیس استادی طراحی یک سنسور فشار MEMS به طور کامل بررسی شده است.

برای یک تحلیل تنش معتبر در کامسول، مشبندی (Meshing) چقدر باید دقیق باشد؟
مشبندی همه چیز است! یک مشبندی بد میتواند بهترین و دقیقترین تنظیمات فیزیکی را بیاثر کند. قانون کلی این است: در نواحی که انتظار تغییرات شدید متغیرها (مثل تنش) را دارید، مش باید ریزتر باشد. این نواحی معمولاً گوشههای تیز، سوراخها و فیلتها هستند.
به جای استفاده کورکورانه از مش اتوماتیک، یاد بگیرید که مش را به صورت دستی کنترل کنید. برای مثال، از یک لایه مرزی (Boundary Layer Mesh) در نزدیکی سطوح تماسی یا از یک مش بسیار ریز در اطراف نوک یک ترک استفاده کنید. اگر میخواهید به یک متخصص واقعی در این زمینه تبدیل شوید، حتماً راهنمای کامل مشبندی در کامسول را مطالعه کنید؛ این راهنما دید شما را به کل عوض خواهد کرد.
| پارامتر کیفیت مش | مقدار ایدهآل | چرا مهم است؟ |
| Skewness (چولگی) | نزدیک به ۰ | المانهای کشیده و بدشکل، دقت حل را به شدت کاهش میدهند. |
| Minimum Element Quality | بالای 0.1 | نشاندهنده کیفیت کلی مش است. مقادیر خیلی پایین هشداردهنده است. |
| Growth Rate | بین ۱.۱ تا ۱.۵ | از تغییر ناگهانی اندازه المانها جلوگیری میکند که برای همگرایی حل مهم است. |
برای صرفهجویی در زمان و اطمینان از صحت کوپلینگ فیزیکها، تیم تخصصی ما آماده سفارش شبیه سازی کامسول و ارائه مشاوره است. همین حالا برای انجام پروژه کامسول خود با ما تماس بگیرید.
کدام شرایط مرزی اشتباه در تحلیل سازه میتواند نتایج شما را کاملاً بیاعتبار کند؟
این اشتباه، شاید ساده به نظر برسه ولی نتایج رو زیر و رو میکنه. یکی از رایجترین خطاها، استفاده بیش از حد از قید ثابت (Fixed Constraint) است. این قید تمام درجات آزادی را میگیرد و سازه را به شکل غیرواقعی، صلب میکند. در بسیاری از موارد، استفاده از قیود جابجایی مشخص (Prescribed Displacement) یا تکیهگاههای ساده (Simple Support) به واقعیت نزدیکتر است.
یک مثال دیگر، اعمال بار به یک نقطه (Point Load) است. در دنیای واقعی، بار همیشه روی یک سطح کوچک توزیع میشود. اعمال بار به یک نقطه، باعث ایجاد تنش بینهایت یا همان تکینگی (Singularity) در مدل ریاضی میشود و نتایج شما را در آن ناحیه بیاعتبار میکند. 🧐
آیا با خطای سینگولاریتی (Singularity) در نقاط تمرکز تنش دست و پنجه نرم میکنید؟
اگر در نتایج تحلیل تنش خود در گوشههای تیز به عددهای بینهایت بزرگ و غیرمنطقی برخورد کردهاید، شما با پدیده تکینگی مواجه شدهاید. این یک خطای ریاضی است، نه یک پدیده فیزیکی. در واقعیت، هیچ گوشهای کاملاً تیز نیست و همیشه یک شعاع انحنای کوچک وجود دارد.
کامسول در این نقاط دچار مشکل میشود چون از نظر ریاضی تنش به سمت بینهایت میل میکند. راهحل چیست؟
- اصلاح هندسه: بهترین کار این است که به تمام گوشههای تیز در مدل خود یک فیلت (Fillet) یا شعاع انحنای کوچک بدهید.
- تفسیر درست نتایج: اگر نمیتوانید هندسه را تغییر دهید، باید بدانید که مقدار تنش دقیقاً روی آن نقطه یا لبه تیز، قابل استناد نیست. به جای آن، تنش را در فاصله کمی از آن نقطه بررسی کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع و راهکارهای مقابله با آن، مقاله ما در مورد تکینگیها در مدلهای کامسول و نحوه برطرف کردن آنها را از دست ندهید.
چگونه نتایج تحلیل ارتعاشات و نمودارهای فرکانسی را برای یک تصمیم مهندسی درست تفسیر کنیم؟
گرفتن یک نمودار رنگی زیبا از مُدهای ارتعاشی، تازه اول کار است. چالش اصلی اینجاست که از این نمودار یک نتیجه مهندسی بیرون بکشید. صرفاً دیدن اینکه سازه در فرکانس ۱۲۰ هرتز یک مُد خمشی دارد کافی نیست. باید از خودتان بپرسید: آیا در محیط کاری این قطعه، نیرویی با فرکانس نزدیک به ۱۲۰ هرتز وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، شما یک مشکل بالقوه دارید.
برای تحلیل عمیقتر، باید به سراغ نمودارهای پاسخ فرکانسی (که به نمودار بود Bode Plot هم معروفند) بروید. این نمودارها نشان میدهند که دامنه نوسان سازه در هر فرکانس چقدر است. اینجاست که تکنیکهای حرفهای پسپردازش (Post-Processing) در کامسول به کمک شما میآیند تا دادههای خام را به اطلاعات قابل فهم تبدیل کنید. 📊

چطور از ماژول پیزوالکتریک کامسول برای طراحی سنسورها و عملگرهای هوشمند استفاده کنیم؟
همانطور که گفتیم، مواد پیزوالکتریک دو رو دارند. در طراحی سنسور، ما از اثر مستقیم (Direct Effect) استفاده میکنیم: به ماده نیرو وارد میکنیم و اختلاف پتانسیل الکتریکی را به عنوان خروجی میسنجیم. اما در طراحی عملگرها (Actuators) قضیه برعکس است؛ ما یک ولتاژ اعمال میکنیم تا ماده تغییر شکل دهد و یک حرکت مکانیکی دقیق ایجاد کند.
این قابلیت برای طراحی دستگاههای بسیار دقیق مثل انژکتورهای سوخت در خودرو یا هد پرینترهای جوهرافشان فوقالعاده است. شما میتوانید با شبیهسازی دقیق، ولتاژ مورد نیاز برای رسیدن به یک جابجایی مشخص در حد میکرون را پیشبینی کنید. اگر به دنبال یک مثال عملی و کامل در این زمینه هستید، حتما نگاهی به کیس استادی: مدلسازی یک مبدل پیزوالکتریک بیندازید که در آن تمام مراحل کار به صورت قدم به قدم نشان داده شده است.
تحلیل در حوزه فرکانس (Frequency Domain) چه کمکی به ارزیابی پاسخ سازه به بارهای دینامیکی میکند؟
تحلیل Eigenfrequency به ما میگوید سازه “دوست دارد” در چه فرکانسهایی نوسان کند، اما تحلیل Frequency Domain به این سوال پاسخ میدهد که “اگر سازه را در یک فرکانس مشخص تکان دهیم، چه اتفاقی میافتد؟”. این تحلیل برای ارزیابی عملکرد قطعات تحت بارهای نوسانی (مثل لرزش موتور یا امواج صوتی) ضروری است.
شما براحتی میتوانید یک بار سینوسی با فرکانسهای مختلف به مدل اعمال کنید و ببینید در کدام فرکانسها، دامنه جابجایی یا تنش به قله (Peak) میرسد. این قلهها معمولاً همان فرکانسهای طبیعی سازه هستند. درک تفاوت بین این نوع تحلیلها بسیار مهم است و اگر در این زمینه شک دارید، توصیه میکنم مقاله ما در مورد تفاوت Study Steps در کامسول را مطالعه کنید.
جدول مقایسه شرایط مرزی(Boundary Conditions) رایج در تحلیل سازه
| نام شرط مرزی | توصیف فیزیکی | کاربرد رایج |
| Fixed Constraint | اتصال کاملاً صلب (جوش خورده) | پایه یک ستون که در فونداسیون بتنی قرار دارد. |
| Roller | تکیهگاه غلطکی (فقط جابجایی عمود بر سطح محدود است) | انتهای یک پل که برای انبساط حرارتی آزاد است. |
| Prescribed Displacement | اعمال یک جابجایی مشخص به یک سطح | مدلسازی یک جک که قطعهای را به اندازه معین حرکت میدهد. |
| Boundary Load | اعمال نیرو یا فشار توزیعشده روی یک سطح | فشار باد روی یک دیواره، وزن برف روی سقف. |
آیا نتایج شبیهسازی سازه شما در کامسول با واقعیت تطابق دارد و چگونه آن را اعتبارسنجی کنیم؟
این مهمترین سوالی است که باید از خودتان بپرسید. شبیهسازی بدون اعتبارسنجی، صرفاً یک سری تصویر رنگی زیباست. نتایج شما باید با یک مرجع قابل اعتماد مقایسه شوند. این مرجع میتواند:
- نتایج آزمایشگاهی: بهترین و قابل اعتمادترین روش.
- حلهای تحلیلی: برای مسائل سادهتر که فرمولاسیون ریاضی مشخصی دارند.
- دادههای مقالات معتبر: میتوانید مدل خود را بر اساس یک مقاله علمی بسازید و نتایج را مقایسه کنید.
به یاد داشته باشید که شبیهسازی همیشه یک تقریب از واقعیت است. هنر یک مهندس تحلیلگر این است که بداند کدام سادهسازیها مجاز هستند. برای مثال، حذف کردن جزئیات کوچک از هندسه برای سادهتر شدن مشبندی یک تکنیک رایج است که در مطلب بهترین راهکارها برای آمادهسازی و سادهسازی هندسه به آن پرداختهایم.
اشتباهات رایجی که حتی حرفهایها در شبیهسازیهای چندفیزیکی کامسول مرتکب میشوند چیست؟
حتی بعد از سالها کار با نرمافزار، گاهی اوقات درگیر اشتباهاتی میشویم که ساعتها وقت ما را تلف میکند. در اینجا به چند مورد از آنها اشاره میکنم:
- نادیده گرفتن اهمیت کوپلینگ فیزیکها: گاهی اوقات یک اثر فیزیکی به ظاهر کوچک (مثل انبساط حرارتی) میتواند نتایج تحلیل سازه را به کل تغییر دهد. ما در مقالهای جداگانه به ۵ اشتباه رایج در کوپل کردن فیزیکهای مختلف در کامسول پرداختهایم.
- جنگیدن با حلگر به جای کمک به آن: اگر مدل شما همگرا نمیشود، کورکورانه تنظیمات حلگر را تغییر ندهید. ابتدا به فیزیک مساعل، شرایط مرزی و کیفیت مش خود شک کنید. راهنمای جامع حل مشکلات همگرایی ما میتواند در این مسیر به شما کمک کند.
- انجام یک شبیهسازی و تمام!: به جای اجرای یک مدل با یک پارامتر ثابت، از ابزاری مثل Parametric Sweep برای مطالعه تأثیر پارامترهای مختلف استفاده کنید. این کار به شما دید فوقالعادهای نسبت به حساسیت مدل به پارامترهای ورودی میدهد.
چگونه تخصص سیمومک در تحلیلهای چندفیزیکی، زمان و هزینه پروژههای صنعتی شما را کاهش میدهد؟
تمام این نکات و چالشهایی که گفتیم، حاصل آزمون و خطاهای بسیار در پروژههای واقعی بوده است. ما یاد گرفتهایم که چطور از ابتدا یک مدل را درست ببندیم، چطور از بنبستهای همگرایی خارج شویم و مهمتر از همه، چطور نتایج شبیهسازی را به یک تصمیم مهندسی قابل اجرا تبدیل کنیم. 💡
تجربه ما به این معناست که دیگر نیازی نیست شما این مسیر پرهزینه را طی کنید. ما با درک عمیق فیزیک مسئله و تسلط بر ابزارهای نرمافزاری، میتوانیم در کوتاهترین زمان ممکن به یک پاسخ دقیق و قابل اعتماد برسیم. اگر یک پروژه پیچیده دارید و میخواهید از صحت نتایج آن مطمئن باشید، میتوانید روی انجام پروژه کامسول توسط تیم ما حساب ویژهای باز کنید.
آیا آمادهاید پیچیدهترین چالشهای تحلیل تنش و ارتعاشات را با کمک متخصصان سیمومک حل کنید؟
کامسول یک اقیانوس بیانتهاست. میتوان از آن برای تحلیلهای ساده آموزشی استفاده کرد، یا میتوان با آن پیچیدهترین سیستمهای صنعتی را مدلسازی نمود. تسلط بر ماژولStructural Mechanics کامسول برای تحلیل تنش، ارتعاشات و پدیدههای پیزوالکتریک یک سفر است، نه یک مقصد. امیدواریم این راهنما توانسته باشد چراغ راه شما در این سفر هیجانانگیز باشد. تخصص ما حل مسائل پیچیده در محیط COMSOL است. برای مشاوره رایگان و سفارش شبیه سازی کامسول یا برونسپاری کامل فرآیند انجام پروژه کامسول، در کنار شما هستیم.
سوالات متداول
۱. تفاوت بین تحلیل Stationary و Static General در کامسول چیست؟
هر دو برای تحلیلهای استاتیکی هستند، اما Static General قابلیت در نظر گرفتن اثرات غیرخطی هندسی (تغییرشکلهای بزرگ) را دارد، در حالی که Stationary معمولاً برای تحلیلهای خطی به کار میرود.
۲. آیا میتوانم خستگی (Fatigue) و شکست ماده را با این ماژول شبیهسازی کنم؟
بله، کامسول یک ماژول جداگانه به نام Fatigue Module دارد که با Structural Mechanics کوپل میشود و به شما اجازه میدهد عمر قطعه و احتمال شکست ناشی از بارهای چرخهای را پیشبینی کنید.
۳. چرا تحلیل پیزوالکتریک من همگرا نمیشود؟
این مشکل معمولاً به دلیل تعریف نادرست قطبیت (Polarization) ماده پیزوالکتریک، مشبندی نامناسب در نواحی اتصال الکترودها، یا شرایط مرزی الکتریکی اشتباه (مثلاً Ground کردن نادرست) رخ میدهد.
۴. بهترین نوع المان مش (Mesh Element) برای تحلیل سازه چیست؟
برای هندسههای ساده، المانهای هرمی (Hexahedral) معمولاً دقیقترین نتایج را میدهند. اما برای هندسههای پیچیده، المانهای چهاروجهی (Tetrahedral) با ایجاد لایههای مرزی (Boundary Layers) در نواحی حساس، انتخاب بسیار خوبی هستند.
۵. بین حلگر مستقیم (Direct) و تکراری (Iterative) کدام را انتخاب کنم؟
برای مسائل سازه که خیلی بزرگ نیستند، حلگرهای مستقیم (مثل MUMPS) معمولاً قویتر و مطمئنتر هستند. حلگرهای تکراری حافظه کمتری مصرف میکنند اما برای همگرا شدن ممکن است به پیششرطگذاری (Preconditioning) مناسب نیاز داشته باشند.
۶. آیا میتوانم تماس بین دو قطعه (Contact) را مدلسازی کنم؟
بله، در بخش Definitions میتوانید از قابلیت Contact Pair برای تعریف تماس و تحلیل تنشهای ناشی از آن استفاده کنید. این قابلیت برای تحلیل مجموعههای مونتاژی ضروری است.
۷. تفاوت تحلیل Frequency Domain و Time Dependent چیست؟
تحلیل Frequency Domain پاسخ سیستم به یک بار نوسانی با فرکانس ثابت را در حالت پایدار (Steady-state) بررسی میکند. اما تحلیل Time Dependent پاسخ سیستم به بارهای متغیر با زمان را در هر لحظه از زمان نشان میدهد و برای تحلیلهای ضربه (Impact) یا بارهای غیرسینوسی مناسب است.
۸. چگونه یک بار حرارتی را به مدل سازه خود اضافه کنم؟
باید یک فیزیک Heat Transfer in Solids به مدل اضافه کرده و آن را با فیزیک Solid Mechanics از طریق گره Multiphysics > Thermal Expansion کوپل کنید. این کار به شما اجازه میدهد تنشهای ناشی از انبساط یا انقباض حرارتی را محاسبه کنید.
۹. آیا کامسول برای تحلیلهای غیرخطی پیچیده به خوبی آباکوس (Abaqus) است؟
کامسول در حوزه چندفیزیکی بیرقیب است، اما برای تحلیلهای مکانیکی غیرخطی بسیار پیچیده (مثل مسائل تماس شدید یا رفتار مواد بسیار خاص)، نرمافزارهایی مانند Abaqus ممکن است حلگرهای تخصصیتری داشته باشند. انتخاب ابزار به نوع مسئله بستگی دارد.
۱۰. چگونه میتوانم خواص یک ماده جدید و سفارشی را در کامسول تعریف کنم؟
در بخش Materials، میتوانید یک Blank Material ایجاد کرده و تمام خواص مورد نیاز (مانند مدول یانگ، ضریب پواسون، چگالی و…) را به صورت دستی وارد کنید. حتی میتوانید این خواص را به صورت تابعی از دما یا متغیرهای دیگر تعریف نمایید.